فروید یا کوبریک؟

تمدن و ملالت های آن یا پرتغال کوکی؟

تمدن انسانی به شکل امروزی آن شاید به زحمت عمری به درازای 10 هزار سال داشته باشد و عمر حضور انسان خردمند نیز، 200 تا 300 هزار سال تخمین زده میشود. عددی به غایت ناچیز در مقابل عمر تکاملی که تخمین زده میشود بین 5 تا 7 میلیون سال باشد( زمانی که گونه ما منشعب شده از سایر انسان تباران) که حتی این عمر نیز در مقال عمر شکل گیری غرایز پایه‌ای مانند ترس، گرسنگی، فرار از خطر، جفت‌گیری و تولید مثل که میلیون‌ها سال قبل از پیدایش انسان و حتی قبل از پستانداران شکل گرفته‌اند عدد کاملا ناچیزی است – عمری نزدیک به 100 میلیون سال.

حال این غرایز زیر سایه قوانین وضع شده مدنی( در عمری به غایت ناچیز نسبت به عمر تکاملی غرایز)؛ به محاق رفته و این قوانین مدنی هستند که در مقابل این غرایز اصلی قد علم کرده اند.

اما آیا این چند هزار سال عمری کافی برای تغییرات ژنتیکی در مقابل فرآیند چند میلیون ساله تکاملی هستند؟ بیماری های روانی به وجود آمده در سال های اخیر، پاسخی روشن به این سوال میدهد : خیر.

تمدن و ملالت های آن

تمدن و ملالت های آن – فروید

فروید در این کتاب به این موضوع اشاره میکند که عدم پاسخگویی یا هر نوع ترفند در پاسخگویی به غرایز اصلی آدمی موجب ایجاد اختلال و به قول خودش دست کاری روانی (درد و رنج) میشود و از سویی در این تمدن شکل گرفته؛ امکان پاسخگویی به تمامی غرایز منطبق بر فرآیند تکاملی شکل گرفته؛ امکان پذیر نیست.
در دنیای امروز به وضوح شاهد این هستیم که قوانین در راستای محدود کردن این غرایز برآمده و در کنار آن تمدن با هدایت این غرایز سعی در کمتر کردن درد و رنج داشته است. اما غرایز کماکان در حال تاخت و تاز هستند، پس :

“رنج از زندگی پاک شدنی نیست”

فروید خوشبختی را به نوعی در درد نکشیدن یا به تفسیر دیگر، پاسخ تمام و کمال به غرایز و در مرحله بعد، چشیدن لذتی بالاتر از لذت کسب شده در تجربه قبلی میداند و تمدن را مانعی برای آن.
در یکی از ترفند های اعلامی فروید در این مقاله، به این موضوع اشاره میشود که هرچند نمیتوان نیروی لیبیدو را مهار و به تمامی به محاق فرستاد، اما گاها میتوان آن را تبدیل کرده و به شکل دیگری آن را مصرف کرد. فروید در ادامه به این مثال میپردازد که لذتی که یک هنرمند از خلق یک اثر هنری کسب میکند یا لذتی که یک محقق از پیدا کردن پاسخ یک معما به دست می آورد، نوعی از همان نیروی لیبیدو است که جامعه هیچ مشکلی با تحقق آن ندارد.

اما آیا مگر تمدن ماحصل تلاش ما برای کمتر کردن رنج ها بوده است؟ یا برعکس، این تمدن بوده است که با محدود کردن غرایز زندگی ما را ملال زده کرده است.

کوپریک وارد میشود

فیلم پرتقال کوکی استنلی کوبریک

اگر فیلم “پرتقال کوکی” استنلی کوبریک را دیده باشید به خوبی متوجه این میشوید که کوپریک چقدر به جا و درست آن سیستم سیاسی و قضایی را در جای تمدن و الکس را در نقش انسان امروزی نشانده است. سیستم قضایی که از هر روشی حتی استفاده از لوودیکو را برای منع الکس از لذت بردن از غرایز دریغ نمیکند.

در این فیلم کوبریک به درستی این مفهوم رو منتقل کرد که اگر جامعه بخواهد با هر روش سیاسی و اجتماعی، غرایز انسان رو نابود کنه، انسانیت هم به دنبال آن نابود خواهد شد. این است که الکس بعد از درمان تبدیل به پرتقال کوکی میشود، موجودی از بیرون زنده و از درون مرده. الکسی به قامت انسان متمدن امروزی.

آیا این تناقض حل خواهد شد؟ چه چیزی منتظر انسان امروزی است؟

نویسنده : مهدی مرادی

خروج از نسخه موبایل
رفتن به نوار ابزار